نظریه حقوق الهی پادشاهان

نظریه حقوق الهی پادشاهان

نویسنده: po-science - ۱۳۹۷/۰۶/۲۰

این که پادشاهان از جانب خداوند مأمور تأسیس دولت شدند، هم در غرب و هم در شرق طرفدارانی دارد. در شرق متفکرانی چون امام محمد غزالی مروج حکومت پادشاهان بوده است.
او می گوید:
«پس بباید دانستن که کسی که او (خداوند متعال) پادشاهی و فر ایزدی داد، دوست باید داشتن و پادشاهان را متابع باید بودن و با ملوک منازعت نشاید کردن و دشمن نباید داشتن، … خدای تعالی پادشاه همه پادشاهانست و پادشاهی آن را دهد که خواهد، یکی را عزیز کند به فضل و دیگری را ذلیل کند به عدل و سلطان به حقیقت آن است که عدل کند
در میان بندگان او جور و فساد نکند که سلطان جائر شوم بود و بقا نبودش.»
در غرب هم پادشاهان جایگاه ویژه ای در نظریه الهی دارند. از قول جیمز اول پادشاه انگلیس که از تئوریسینهای این نظریه است نقل شده که:
«سلاطین تصاویر تنفس کننده خداوند در روی زمین هستند. همچنانکه جدل کردن درباره این که خداوند چه کاری را می تواند انجام دهد و چه کاری را نباید انجام دهد، کفر و الحاد است. همان طور هم جدل کردن رعایا درباره این که پادشاه چه چیزی می تواند بگوید و یا انجام دهد و چه کاری را نمی تواند کفر و الحاد است. سلطنت مافوق همه چیز در روی زمین است. چرا برای اینکه پادشاهان نه تنها معاونین خداوند در روی زمین هستند و بر روی تخت
خداوند می نشینند، بلکه آنها حتی از طرف خود خداوند به نام خدایان نامیده شده اند.»
پادشاه در این بینش به عنوان قانونگزار الهی برای مردم و سرچشمه همه قوانین و مقررات می باشد. او تنها در مقابل خداوند مسؤول است و مورد بازخواست قرار می گیرد. در مجموع، اصول حاکم بر این تفکر عبارتند از:
١- پادشاهی یک تقدیر الهی است و قدرتش را از خداوند می گیرد.
۲- حکومت به صورت موروثی است و سلطنت از شاه به فرزندان وی منتقل می شود.
٣- پادشاه در برابر خداوند مسؤولیت دارد.
۴- هر گونه مقاومت در برابر دستورات پادشاه گناه محسوب می شود