لیبرترینیسم

لیبرترینیسم

نویسنده: po-science - ۱۳۹۶/۰۸/۲۶

▪️ لیبرترینیسم یا لیبرتاریانیسم فلسفه‌ای سیاسی است که از آزادی به عنوان هدف اصلی خود حمایت می‌کند. لیبرترین‌ها خواهان بیشینه‌سازی آزادی‌های فردی، خودمختاری و آزادی انتخاب هستند آزادی سیاسی، انجمن، و بر اولویت تشخیص و داوری فردی تأکید می‌کنند.

▪️ لیبرترین‌ها عموماً در مشکوک بودن نسبت به اقتدار هم نظرند، نظرشان در خصوص میزان ضدیت شان با نظام‌های موجود اقتصادی و سیاسی متفاوت است. مکاتب فکری گوناگون لیبرترین دیدگاه‌های متفاوتی در خصوص کارکردهای مشروع دولت و قدرت خصوصی ارائه می‌دهند، که غالباً خواهان محدودسازی یا حتی انحلال نهاد اجتماعی مبتنی بر اجبارند. لیبرترینیسم بیش از نمایندگی یک نظریه یا ایدئولوژی نظام‌مند، خشک، و یکتا، به عنوان لفظی پوششی به کار رفته شده که بازهٔ گسترده‌ای از ایده‌های سیاسی را در طی تاریخ مدرن داشته که گاه ناسازگاری‌هایی ایجاد کرده است.

▪️ برخی لیبرترین‌ها از سرمایه‌داری لسه فر و حقوق مالکیت خصوصی مثلاً در خصوص زمین، زیرساخت‌ها و منابع طبیعی حمایت می‌کنند. دیگران، مشخصاً سوسیال لیبرترینها، خواهان برکندن سرمایه داری و مالکیت خصوصی ابزار تولید به نفع مالکیت و مدیریت اشتراکی یا تعاونی هستند. یک شکاف دیگر شکاف بین مینارشیست‌ها و آنارشیست‌ها است. مینارشیست‌ها معتقدند یک دولت مرکزی حداقلی لازم است، حال آن که آنارشیست‌ها پیشنهاد می‌دهند دولت به کل حذف شود.

اصول لیبرترینیسم

▪️ پیروان مکتب آزادی‌های فردی کلاً آزادی را به عنوان اختیاری تعریف می‌کنند که فرد می‌تواند هر کار دلش خواست بکند تا حدی که آزادی یا اموال شخص دیگری را به خطر نیندازد و در آن‌ها تصرف نکند.

▪️ این اشخاص اساساً به محدودیت‌های دولتی معتقد نیستند. با این تصور که قوانین و مقررات لازم نیستند چون در غیاب دولت افراد خود طبیعتاً قوانین و پیوندهای اجتماعی مستقل را شکل خواهند داد. برعکس، پیروان بزرگ این مکتب دولت را صرفاً برای حفاظت از حقوق افراد لازم می‌دانند که شامل حفاظت از افراد و اموال آن‌ها در مقابل اقدامات جنایی دیگران و همچنین دفاع ملی است. پیروان مکتب کلاً از ایده‌آل آزادی، از این منظر دفاع می‌کنند که قدرت حاکم تا چه حد آزادی فردی را محدود می‌کند؛ یعنی فرد تا چه میزان «مجاز» به انجام کاری است، که از آن به‌عنوان آزادی منفی یاد می‌شود. این آرمان متمایز از تعریف دیگری از آزادی است که بر این اصل تأکید دارد که فرد تا چه حد «می‌تواند» کاری را انجام دهد که از آن به‌عنوان آزادی مثبت یاد می‌شود. این تمایز ابتدا توسط جان استوارت میل صورت گرفت و سپس با جزئیات بیشتر توسط ایزائیا_برلین بسط داده شد.

▪️ بسیاری از پیروان این مکتب زندگی، آزادی و حق مالکیت را به عنوان حقوق نهایی افراد می‌دانند و گذشتن از یکی از آن‌ها، بقیه را به خطر می‌اندازد.

▪️ لیبرتَریَن‌ها زیرپاگذاشته‌شدن این حقوق فردی در اثر اقدام سیاسی در دموکراسی را استبداد اکثریت می‌دانند، این اصطلاح را ابتدا آلکسی توکویل خلق کرد و جان استوارت میل آن را جا انداخت که بر تهدید اکثریت برای تحمیل اصول اکثریت بر اقلیت و تخطی از حقوق آن‌ها در این پروسه تأکید دارد.

برخی چهره‌های شاخص و سرشناس لیبرترینیسم

آین رند (نظریه‌پرداز لیبرترین)
تامس وودز (نظریه‌پرداز لیبرترین)
ران پال (نظریه‌پرداز لیبرترین)
دیوید بوز (فیلسوف لیبرترین)
هانس هرمان هپه (فیلسوف لیبرترین)
رابرت نوزیک (فیلسوف لیبرترین)
بنجامین تاکر (نظریه‌پرداز لیبرترین)
میلتون فریدمن (اقتصاددان لیبرترین)
لنی ابنشتین (نظریه‌پرداز لیبرترین)
ریچارد جی می‌بری (نظریه‌پرداز لیبرترین)
جاگدیش باگواتی (اقتصاددان لیبرترین)
لودویگ فن میزس (اقتصاددان لیبرترین)
فردریک باستیا (نظریه‌پرداز لیبرترین)
هنری هزلیت (اقتصاددان لیبرترین)
موری راتبارد (اقتصاددان لیبرترین)
پاتریک جی ارورکه (نظریه‌پرداز لیبرترین)
فریدریش آوگوست فون هایک (اقتصاددان لیبرترین)
گراهام تامپسون (نظریه‌پرداز لیبرترین)
راس او لبریچ (نظریه پرداز لبرتارین و مالک سایت سیلک رود)