دماگوژی یا عوام فریبی

دماگوژی یا عوام فریبی

نویسنده: po-science - ۱۳۹۵/۱۱/۱۵

عوام‌فریبی آن است که شخصی به جای استدلال و اقامهٔ برهان برای اثبات یک عقیده، سعی می‌کند از راه تحریک احساسات و هیجان‌های جمعی و توسل به عواطف و جوّ حاکم، نوعی تصدیق جمعی نسبت به نتیجهٔ مطلوب خود به دست‌آورد، به شیوه‌ای که تک تک مردم چنین بیندیشند که آن‌ها با پذیرش عقیده، به نوعی یگانگی با گروه رسیده‌اند و این یگانگی به آن‌ها امنیت و قدرت می‌دهد و اگر کسی با عقیدهٔ جمع مخالفت کند، از آن روح امنیت و قدرت محروم خواهد شد.

در عوام‌فریبی، شخص گروه زیادی از مردم را مخاطب قرار داده، با بیاناتی هیجان‌آور و شورانگیز، احساسات و عواطف آنان را تحریک می‌کند و با تکیه بر همین شور و هیجان عوام، آن‌ها را نسبت به نتیجه و مدعای خود متقاعد می‌کند.
در عوام‌فریبی، گاه برای افزایش تأثیر روی تک‌تک افراد، از وسایل دیگری همچون برافراشتن پرچم‌ها، نواختن موسیقی مناسب کمک گرفته می‌شود.

شیوه غیرمستقیم، مبتنی بر تحریک عواطف مخاطبان در رابطه با استدلال نیست؛ بلکه در آن از شگردهای مختلف دیگری برای برانگیختن روحیه جمعی هر یک از افراد استفاده می‌شود. در این‌جا مخاطب، تک‌تک افرداند، نه توده مردم. مثلاً در یک کتاب یا مقاله، مطلب چنان به فرد تلقین می‌شود که می‌پندارد تمام کسانی که در راه رشد و پیشرفت می‌باشند، آن را پذیرفته‌اند و نپذیرفتن آن، جاماندن از کاروان دانش و پیشرفت است.

حربه اصلی عوام‌فریبی، این احساس درونی‌است که هر کس می‌خواهد مورد تحسین دیگران قرار گیرد و بر ارزش و احترامش افزوده شود. این احساس گاه باعث تمایل افراد به تشبه به افراد مشهور می‌شود. تهیه‌کنندگان تبلیغات و آگهی‌های تجاری از این روحیه حداکثر استفاده را می‌کنند؛ مانند پوستری که در آن شخصیت معروفی را در حال نوشیدن چای مخصوصی نشان می‌دهد. افزون بر این، سعی می‌شود میان کالای مورد تبلیغ و امور مورد علاقه مخاطب، ارتباط برقرار شود؛ بنابراین در تبلیغات تصویری، در ضمن تبلیغ یک کالا، صحنه‌هایی از طبیعت یا صحنه‌های مهیج ورزشی استفاده می‌شود.

عوام‌فریبی مخصوص تبلیغات نیست؛ بلکه به ویژه در جهان سیاست مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دماگوژی یا عوام فریبی، در سیستم سیاسی جدید بیشتر محصول کشورهای توسعه نیافته و به عبارت کمی قدیمی تر کشورهای جهان سوم می باشد. در این نوع جوامع، از آنجا که نهادهای مدنی دگردیسی تاریخی خود را طی نکرده و در مقابل دولت ضعیف هستند و از بسیج اجتماعی لازم برخوردار نیستند و به تبع آن مردم از فرهنگ سیاسی پایین برخودار بوده و علت بیشتر رویدادهای سیاسی و اجتماعی را نمی دانند، بدین خاطر عده ای از دولتمردان از این نقاط ضعف سوء استفاده کرده و مردم را در قالب مطلوب خود هدایت می نمایند. در این نوع حکومت ، دماگوژها با مطرح کردن یک عده از موضوعات خاص مانند مسائل مذهبی، قومی، نژادی و… که با احساسات مردم همبسته هستند، آنها را علیه کانون بخصوصی کانالیزه می نمایند. در زمان معاصر، به علت این که بیشتر دماگوژها از بعد ایدئولوژیک به قضایا نگاه می کنند، دوست دارند آنچه را که خود می پسندند؛ ببینند و نه آنطور که واقعاً هست و در نتیجه می خواهند این دیدگاه نادرست خود را به مردم نیز منتقل نمایند. در این نوع جوامع بیشتر قضایا از عینک ایدئولوژی نگریسته شده و «پیش داوری» سرلوحۀ آن را تشکیل می دهد. عوام فریب ها اگر در مقابل مشکلات داخلی کم بیاورند، برای انحراف افکار عمومی از توجه بدانها، دنبال عامل «خارجی» هستند تا مشکلات را به آن نسبت دهند، بنا بر این «توّهم توطئه» یکی از کارکردهای رایج در این نوع حکومت ها می باشد. اکثر دماگوژها از درک واقعی مشکلات مردم عاجز هستند- زیرا همانطور که گفته شد از جنبۀ ایدئولوژیک به قضایا می نگرند- با این وجود خود را حلّال مشکلات مردم می دانند. آنها میل دارند خود مستقیماً با مردم تماس داشته باشند، بنابراین «روشنفکران» و «نخبگان اجتماعی» را دور زده و سعی دارند آنها را از حرکت های اجتماعی حذف نموده و احیاناً روشنفکران را سپر بلای خود سازند. در «دماگوژیسم» هر حرکتی از بالا به پایین و به حالت «دستوری» صادر می گردد.فرهنگ قالب بندی شده و کاملاً با سیاست آمیخته است، بنابر این از جوشش لازم برخوردار نیست. در این نوع سیستم، حکومتها سعی دارند حتی در امور خصوصی مردم دخالت کرده تا آن را مطابق با الگوی خاص خود در بیاورند.

مصداق حکومت های دماگوژیست

در طول تاریخ اگر بخواهیم مصداق هایی را برای این نوع حکومت ها ذکر کنیم از «جبّاران آتن» گرفته تا حکومتهای پوپولیستیِ «نازیسم» در آلمان، «فاشیسم» در ایتالیا، «کمونیسم» با رویکرد استالینیسم در روسیه، «فالانژیسم» در اسپانیا را می توان ذکر نمود. در عصر فعلی نیز مصداق های زیادی برای این نوع رژیمها می توان یافت، از کاستروئیسم کوبا گرفته تا رهبر پرستی کیم ایل جونگ در کرۀ شمالی و مدل های دیگر در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین.

تفاوت بین حکومت های «دماگوژ» و «دموکرات»

تفاوت بین حکومتهای «دماگوژ» و «دموکرات» در این است که در حکومتهای دموکراسی، مردم از اهداف سیاسی و حرکت خود آگاه بوده و برای حفظ این نوع سیستم نیز جانفشانی می کنند و احیاناً حکومتها در مقابل کارکردهای خود مسئول هستند، ولی در دماگوژیسم، مردم برانگیخته می شوند نه این که آگاهانه به دنبال اهداف خاص سیاسی باشند و دولتمردان نیز خود قانون به شمار می آیند.